هرمس : ایزدی کهن اما بسیار جوان
کدام ایزد
8/1/20261 min read


هرمس یکی از ایزدانِ کهنِ پانتئونِ یونانی است که در گذرِ زمان اسطوره و خویشکاریهایش دستخوشِ تغییراتی شده است.
یکی از بهترین منابع برایِ شناختِ او، سرودی هومری است که به ثنایِ او میپردازد:
« Ἑρμῆν ὕμνει, Μοῦσα, Διὸς καὶ Μαιάδος υἱόν »
«ای موسا، سرودی بسرا در ستایشِ هرمس، پسرِ زئوس و مایا.»
او پیش از هر چیز، خود را در قامتِ نوزادی نابغه به جهانیان میشناساند. در همان نخستین روزِ زایش، لاکپشتی را مییابد، از لاکِ آن سازی میسازد و نامش را «لیر» (چنگ) میگذارد. چنانکه در سرودِ هومری آمده است:
Ἑρμῆς τοι πρώτιστα χέλυν τεκτήνατʼ ἀοιδόν·
باری هرمس نخست سازی خنیاگر ساخت.
سپس مادهگاوانی را میدزدد که نگهداریشان بر عهدهیِ آپولون است. او برای گمراه کردن آپولون، کفشی برای خود میسازد تا رد پایش را مخدوش کند و گاوها را به صورتِ عقبگرد به سمتِ غاری هدایت میکند و به اصطلاحِ فارسی نعلوارونه میزند.
پس از آن، دو گاو از این گله را کباب و گوشتشان را به دوازده بخش تقسیم میکند تا به خدایان پیشکش کند. اما از آنجا که خوراکِ خدایان چیزی جز آمبروسیا نیست و آنان عادت به خوردنِ گوشتِ حیواناتِ فانی ندارند، او نیز با وجودِ میلِ فراوان، از خوردن میپرهیزد و پیشکشها را در نزدیکیِ آنجا آویزان میکند.
اما پیش از کباب کردن گاوها، او روش افروختنِ آتش را ابداع میکند. سپس آپولون که به دنبال گلهیِ گاوانش میگردد، درمییابد که این دزدی کار کسی جز هرمسِ نوزاد (برادر ناتنیاش) نیست. او برای دادخواهی نزد پدرشان زئوس میرود. اما هرمس (که ایزدِ نیرنگ و سوگندهای فریبنده نیز هست) در پیشگاهِ زئوس سوگندی دروغین یاد میکند. زئوسِ همهچیزدان، حل این مشکل را به خودِ این دو برادر واگذار میکند. بدینترتیب، هرمس در ازایِ گاوهای آپولون، سازی را که ساخته است به او پیشکش میکند و آپولون نیز او را ایزدِ مبادلهیِ کالا در میانِ انسانها مینامد.
Ἑρμῆς τοι πρώτιστα πυρήια πῦρ τʼ ἀνέδωκε
باری، نخست هرمس بود که متهی آتش و آتش را پدید آورد.
هرمس بعدها در نقشِ پیامآورِ خدایان نیز ظاهر میشود، به شکلِ ایزدی که معمولاً کلاهی بالدار بر سر دارد (یا گاه کلاهی لبهدار به نام پِتاسوس) و کفشهایی بالدار به پا میکند که امکانِ پرواز و جابهجاییِ برقآسا را به او میدهد.
او در اودیسهیِ هومر به دیدارِ کالیپسو میرود تا فرمانِ ایزدان دربارهیِ بازگشتِ اودیسئوس به خانهاش را ابلاغ کند. در اِنهایدِ ویرژیل نیز (این بار با نامِ رومیاش، «مرکوریوس») بر آئنهآس ظاهر میشود و فرمانِ ترکِ دیدون را به او میدهد.
هرمس نهتنها سازندهیِ لیر، بلکه ابداعکنندهیِ فلوت پان (سیرینکس) نیز است. او در ازایِ دریافتِ یک چوبدستی، این ساز را به آپولون پیشکش میکند.
در اسطورهیِ ایو(۱) (دختری که گرفتارِ عشقِ زئوس و خشم و حسدِ هرا شد) هرمس به فرمانِ زئوس به یاریِ ایو میشتابد تا او را از چنگالِ نگهبانش، آرگوسِ غولپیکر و صدچشم، برهاند. هرمس ابتدا با نوایِ سحرآمیزِ فلوت، چشمهای بیشمار این غول را به خوابی عمیق فرومیبرد و سپس او را از پای درمیآورد.
در فرسکِ بالا، که از شهرِ پمپئی به جا مانده، تقابلِ هرمس و آرگوس را میبینیم.
عصا یا چوبدستیِ هرمس را امروزه با نامِ لاتینش، یعنی «کادوسئوس» (۲) میشناسیم. نامِ یونانیِ آن نیز «کِروکِیون» (۳) است. همانگونه که در تصویر مشخص است، این عصا مزین به دو بال و دو مارِ درهمتنیده است. البته این چوبدستی در ابتدا فقط عصایی ساده برای هدایتِ گله بود، زیرا هرمس ایزد راهبر و راهنما نیز به شمار میآید. هدایتِ ارواح به سویِ هادس (جهانِ زیرینِ مردگان) نیز بر عهدهیِ اوست. در اسطورهشناسی، به این خویشکاریِ او ,پسیکوپمپ (۴) یا راهنمایِ ارواح میگویند، به طوری که دستهیِ مردگان را نیز گلهیِ هرمس [هِرماگِلِه](۵) مینامند.
در تصویرِ روبهرو، هرمس در نقشِ پسیکوپمپ در میانهی کادر قرار دارد و دستِ دختری تازهدرگذشته به نام مورینه(۶) را گرفته تا او را با خود [به جهان مردگان] ببرد. در سمتِ چپِ تصویر، والدینِ عزادارِ مورینه را میبینیم که با حرکتِ دست، به هرمس درود میفرستند. هرمس ایزدِ راهزنان و مسافران محسوب میشود. او گاه هدایایی را بر سرِ راهِ انسانها میگذارد. هر شیءِ ارزشمندی که بر حسبِ اتفاق و به رایگان در مسیر کسی قرار گیرد، هرمایون (۷) یا هدیهیِ هرمس خوانده میشود.
او نهتنها راهبر، رهنما و ناظر بر گذرگاهها و جادههاست، بلکه تجلیِ حضورش را میشود در بناهایی ستونمانند نیز دید. چنین ستونهایی را (که در بخشِ فوقانی به سردیسی و در بخشِ میانی به فالوسی آراستهاند) معمولاً در چهارراهها، تقاطعها به عنوانِ نشانهای مقدس نصب میکردند.البته رسالتِ او تنها به راههایِ ارتباطیِ فیزیکی محدود نمیشود، بلکه مسیرهایِ ارتباطِ کلامی و بهطور خلاصه، هرگونه ارتباطی به هرمس پیوند میخورد. از این رو، او را پایهگذارِ رِتوریک (۸) نیز میدانند.
یکی از صحنههایی که هرمس و خویشکاریهایش را در آن به نمایش میگذار، ماجرایی از حلقهیِ حماسههایِ ترواییست (ایلیاد سرود ۲۴و در پارهای از سرودهای قبرسی): هنگامی که او برایِ پاریس الکساندر که شبانیست پیامِ ایزدان را می آورد (پیام آور) تا بین سه ایزدبانو داوری کند (رتوریک قضایی). پاریس الکساندر در نهایت آفرودیته را انتخاب میکند که پِیتو (اقناع)(۹) را به خدمت دارد. همین پِیتو در سنتِ اسطورهای یکی از همسرانِ هرمس به شمار میآید. البته از آمیزشِ هرمس با آفرودیته نیز فرزندی به دنیا می آید به نام هرمآفرودیت(۱۰) که نمودِ اسطورهایِ آمیزشِ دو جنس و تنِ دوجنسیتی در جهانِ باستان به شمار می رود.
در روزهای پایانیِ اقتدارِ این ایزد و در جهانی که مسیرِ مسیحیت را در پیش گرفته بود، درست در زمانهای که، به انگارهی گروهی، کهنهکیشانِ (پاگانهای) رومی به مقاومت برخاسته بودند، هرمس با نامِ رومیاش، یعنی «مرکوریوس» به فکرِ ازدواج میافتد. پس از آنکه سوفیا، مانتیکه و پسیخه نمیتوانند نظرش را جلب کنند، او با توصیهیِ آپولون، فیلولوژی را به همسریِ خود بر میگزیند. این داستان را مارتیانوس کاپلا(۱۱) در قرنِ پنجم میلادی، در دو جلدِ نخستِ کتابش با عنوانِ عروسیِ فیلولوژی و مرکور روایت می کند.
هرمس ایزدیست که از عصرِ آرکائیکِ یونان تا رنسانسِ ایتالیا، تغییراتِ بسیاری به خود دیده است؛ از ایزدِ راهزنان گرفته تا سازندهیِ چنگ (لیر) و نوازندهی سرودِ خدایان (تئوگونی). او ایزدِ تجارت و مبادلهیِ کالا و همچنین ایزدِ نیرنگ و زیرکی است. اوست که راه و رسمِ آتش برافروختن و قربانی کردن به انسانها میآموزد. اوست که مسیر را با حضورِ خود نشانهگذاری میکند. هرمس ایزدِ مسافران و جادههاست، و در عین حال حامی هرگونه مبادلهای به شمار می رود، از مبادلهیِ سخن گرفته تا کالا.
او پیامآورِ خدایان است، نجاتدهنده و باطل کنندهیِ جادوست؛ آنچنان که در اودیسه به اودیسئوس نوشدارویی در برابرِ جادویِ سیرسه میدهد. اما او پایهگذارِ رتوریک نیز هست: جادویِ کلام و هنرِ اقناع. بالهایی که بر کلاه و بر کفش دارد نه تنها نشانی از سهولت در جابهجاییست، بلکه آنچنان که هومر می گوید، نمادی از «سخنانِ بالدار»(۱۲) نیز به شمار میرود.
اگر مانند دیگر اندیشمندان نتوانیم بر وسوسهیِ همریشه دانستنِ هرمس و هرمنوتیک غلبه کنیم، باید هرآنچه را معنایِ تفسیر و ترجمه میدهد، برخاسته از نامِ همین ایزد و در حوزهیِ ارتباط بپنداریم :
ἑρμήνευμα : تفسیر، ترجمه ἑρμηνεύς : مترجم، مفسر. ἑρμηνεύω : ترجمهکردن، بیان کردن. ἑρμηνεία : بیان، توضیح
1.Ἰώ 2. caduceus 3. κηρύκειον 4. ψυχοπομπός 5. ἑρμαγέλη 6. Μυρρίνη
7. ἕρμαιον 8. ῥητορική 9. πειθώ 10.Ἑρμαφρόδιτος 11.Martianus Capella 12.ἔπεα πτερόεντα














